شیخ محمود شلتوت

زندگی نامه شیخ محمود شلتوت؛

امام محمود، پیشوای اندیشمند، عالم، محقق، مفسر، فقیه اصولی، ادیب لغوی مصری، پدرش محمد نام داشت. ۱۳۱۰ هـ.ق = ۱۸۹۳ م در روستای منشاة بنی منصور از توابع “آیتای آلبارود” از تجیره مصر، به دنیا آمد. چون خانواده اش اهل علم و ادب بودند تا هفت سالگی تربیت او زیر نظر پدرش بود. بعد از فوت پدر، عمویش “شیخ محمد عبدالقوی شلتوت” سرپرست او شد و او را به مکتب خانه فرستاد. درمدت کوتاهی قرآن را حفظ کرد. درسال ۱۹۰۶ میلادی به دانشگاه مذهبی اسکندریه رفت و سال ۱۹۱۸ م، فارغ التحصیل شد. آن زمان که ۲۵ ساله بود به دلیل ممتاز بودنش در دروس، همانجا استاد دانشگاه شد. در آن سال ۱۹۱۹ م که انقلاب مردمی مصر به رهبری “سعد زغلول” شروع شد، شیخ با زبان و قلمش در این انقلاب شرکت کرد.

سال ۱۹۲۸ م که “شیخ محمد مصطفی المراغی” رئیس دانشگاه الازهر مصر شده بود، متوجه شیخ شلتوت و علم و نواندیشی او شد. از این رو، شیخ را به عنوان استاد آن دانشگاه در سطوح عالی درسی، انتخاب کرد. او مشغول تدریس بود تا در سال ۱۹۳۰ م مدرس مراحل تخصصی شد. زمانی که “المراعی” رئیس دانشگاه الازهرمصر، نظریات اصلاحی اش را به اولیاء امور مصر، ارائه داد شیخ شلتوت جزو نخستین اساتیدی بود که نظریه او را تائید کرد. ولی چون دربار پادشاهی مصر، نظریه المراغی را قبول نکرد او استعفا داد و به دنبال او، شلتوت و عده ای دیگر از اساتید آنجا، از مسئولیت هایشان کناره گرفتند و از دانشگاه بیرون آمدند. مدتی به همراه شاگردش “شیخ علی عبدالرزاق” به شغل وکالت در محاکم شرعی و نوشتن مطالب انتقادی در روزنامه و مجلات نسبت به اصلاحات دانشگاه الازهر، مشغول شد.

دانشگاه الازهر در سال ۱۹۳۵ از شلتوت برای تدریس در دانشگاه شریعت، دعوت شد و چون (المراغی) مجددا در سال ۱۹۳۷ م، رئیس دانشگاه الازهر شد، شیخ را رئیس دانشگاه شریعت کرد. از طرف شورای عالی الازهر، به نمایندگی دانشگاه، او در کنفرانس بین المللی شهر “لاهه” در کشور هلند انتخاب شد. آنجا نوشتار خود را با عنوان «المسئولیته المدینه والجنائیة فی الشریعة الاسلامیه» ارائه داد که بسیار مورد توجه و تقدیر اعضای کنفرانس قرار گرفت. ابتدا بازرس کل امور دانشگاه الازهر، وسپس
عضو انجمن علمای عالی رتبه مصر، عضو فرهنگستان زبان عربی، استاد فقه قرآن و سنت در دانشگاه فواد اول، ناظر کل پژوهشهای فرهنگی اسلامی، عضو کمیته عالی روابط فرهنگی خارجی و مشاور کنفرانس اسلامی، عضو کمیته فتوای (الازهر)، عضو کمیسیون تفسیر رادیوی مصر، عضو فعال در کمیسون تغییر قانون مدنی، عضو شورای عالی رادیو تا سال ۱۹۵۷ م بود.

“دارالتقریب الاسلامیه”

شیخ شلتوت از بزرگان و پایه گذاران «دارالتقریب بین المذاهب الاسلامیه» است. نهادی که سعی در ایجاد دوستی و برادری و زدودن تفرقه و تشتت موجود، بین اهل تسنن و شیعه و تحکیم روابط بین مذاهب اسلامی است و از آثار مثبت «دارالتقریب» صدور فتوای شیخ شلتوت، بر جواز عمل بر طبق فقه و مذهب شیعه امامیه و جعفری است.

 ریاست دانشگاه “الازهر”

و در سال ۱۹۵۷م، قائم مقام ریاست دانشگاه الازهر شد تا اینکه از طرف رئیس جمهوری در اکتبر سال ۱۹۵۸ یکسال بعد “رئیس دانشگاه الازهر مصر” شد و تا آخر عمر در همین مقام و موقعیت بود. این پیشوای دانشمند و عالم متفکر، درشب جمعه ۲۶ ماه رجب سال ۱۳۸۳ هـ.ق در سن ۷۰ سالگی برابر با ۱۲ سپتامبر ۱۹۶۳ میلادی دار فانی را وداع گفت.

مشهورترین آثار او:
تفسیر قران کریم
نهج القرآن فی بناء المجتمع
الاسلام عقیده و شریعه
الفتاوی
القتال فی الاسلام
من توجیهات الاسلام
مقارنة المذاهب فی الفقه
فقه القرآن

ترجمه فتواي تاريخي شيخ محمود شلتوت
شيخ جامع الازهر، در مورد جواز پيروي از مذهب شيعه امامي

از معظم له سؤال شد:
عده اي از مردم معتقدند که هر فرد مسلمان براي آنکه عبادات و معاملاتش صحيح انجام گيرد، بايد تابع احکام يکي از مکتبهاي معروف چهارگانه باشد و در ميان اين مکتبهاي چهارگانه نامي از مکتب شيعه امامي و شيعه زيدي برده نشده است، آيا جنابعالي با اين نظر کاملا موافقيد که مثلا پيروي از مکتب شيعه اماميه اثني عشري مغايرتي با دين ندارد؟

آن جناب پاسخ دادند:
۱- آيين اسلام هيچ يک از پيروان خود را ملزم به پيروي از مکتب معيني ننموده، بلکه هر مسلماني مي تواند از هر مکتبي که بطور صحيح نقل شده و احکام آن در کتب مخصوص به خود مدون گشته پيروي نمايد و کسي که مقلد يکي از اين مکتبهاي چهارگانه باشد مي تواند به مکتب ديگري ( هر مکتبي که باشد ) منتقل شود .

۲- مکتب جعفري، معروف به مذهب امامي اثني عشري، مکتبي است که شرعا پيروي از آن مانند پيروي از مکتبهاي اهل سنت جايز مي باشد.

بنابراين سزاوار است که مسلمانان اين حقيقت را دريابند و از تعصب ناحق و ناروايي که نسبت به مکتب معيني دارند دوري گ
زينند ، زيرا دين خدا و شريعت او تابع مکتبي نبوده و در احتکار و انحصار مکتب معيني نخواهد بود. بلکه همه صاحب مذهبان، مجتهد بوده و اجتهادشان مورد قبول درگاه باري تعالي است و کساني که اهل نظر و اجتهاد نيستند، مي توانند از هر مکتبي که مورد نظرشان است تقليد نموده و از احکام فقه آن پيروي نمايند و در اين مورد فرقي ميان عبادات و معاملات نيست .

اين فتوا در سال ۱۳۷۸ هـجري قمري در هفدهم ربيع الاول، روز ميلاد امام همام جعفربن محمد الصادق (ع) بنيانگذار مكتب شيعه جعفري، در حضور نمايندگان مذهب شيعه امامي و شيعه زيدي و مذاهب شافعي،حنبلي، مالكي، حنفي، به دست شيخ محمود شلتوت رئيس فقيد دانشگاه الازهر صدور يافت.

انگيزه شيخ محمود شلتوت در صدور فتوا

مرحوم ميرزا خليل كمره اي مي نويسد:
اينجانب و هيئت همراه در سفر به مصر در دو نوبت با شيخ جامع ازهر محمود شلتوت ديدار داشتيم، يك نوبت در جامع ازهر و يك نوبت در منزل شخصي ايشان در اين ديدار شيخ الازهر ما را از حقايق اموري مطلع فرمود و رازي را فاش كرد كه پايه مداخله بيگانگان و تأثير نفوذ آنان را در امور ممالك شرق حتي در امور بين مذاهب اسلام ، روشن مي ساخت.

عظيم مصر فرمود:
« من از دير زماني حدود سي سال قبل در صدد ديدن فقه اماميه بر آمدم و از عراق و ايران كتابهاي فقهي اماميه را خواستم ولي تا اين اخير كه مصر از زير زنجير استعمار بيرون آمد، كتابها نمي رسيد و سانسور مي شد تا بعد از فتح كانال(سوئز) كتب شما آمد و من مطالعه كردم، حجت بر من تمام شد و آن فتوي را دادم بدون اينكه تحت تأثير هيچ مقامي يا سخني بروم».

شيخ محمد جواد مغنيه مي گويد:
« در يكي از سفرهايم به مصر از علامه شلتوت ديدار كردم در حالي كه جمعي از بزرگان دانشگاه ازهر نيز در محضرش بودند،از انگيزه فتوايش بر جواز تعبد به مذهب جعفري جويا شدم وي پاسخ داد:

«خدا مي داند در مورد اين فتوي انگيزه هاي سياسي و اجتماعي و غيره نداشتم. من در مقام استنباط احكام فقهي وقتي بعضي از دلائل فقه شيعه را مورد دقت و نظر عميق قرار دادم مشاهده كردم كه دلائل اين فقه از قوت و متانت و ظرافت خاصي بر خوردار است، و اين امر باعث شد كه فتوايي بر جواز پيروي از مذهب شيعه را صادر نمايم، و من خود در بعضي مسائل فقهي بر اساس فقه مذهب جعفري فتوي داده ام.

آنگاه شيخ محمود شلتوت رو به حاضران كرد و گفت:
بر شماست كه كتابهاي شيعه را با دقت مورد مطالعه قرار دهيد.

نامه شيخ بزرگ، محمودشلتوت به آيت الله بروجردی

بسم الله الرحمن الرحيم

السيد صاحب السماحة الاخ الجليل الامام البروجردي

سلام و درود خدا بر شما باد. اما بعد، من همواره جوياي صحت وسلامت آن سيد جليل القدر و برادر بزرگوار بوده و از خدا مي خواهم كه آن جناب پيوسته مصدر برکات براي مسلمانان و وحدت کلمه ميان آنان باشند. خداوند بر طول عمرتان بيفزايد، وبا نصرت خود شما را گرامي دارد.

سفر برادر جناب علامه عاليقدر استاد قمي ـ اَيَّدَهُ اللهُ فِي جَهَادِهِ اَلمشکُور ـ (به ايران) فرصت مغتنمي بود تا براي جنابعالي نامه اي بنويسم، و از کوشش شما تقدير نمايم، و از خداي قادر متعال بخواهم آرمانهايي که براي مسلمين داريد بر آورد، و شما را براي تلاش و کوششي که در راه جمع کلمه مسلمين و الفت ميان دلهاي آنان بکار مي بريد، توفيق عنايت فرمايد. وبشارت مي دهم که گامهاي شما در راه تقريب، و گامهايي که مي دانم در راه تأييد کامل آن بر مي داريد، و از آن پشتيباني مي کنيد و به آن عنايت و اهتمام مي ورزيد، مايه رستگاري و سير به سوي خداوند متعال است.

باري جمع برگزيده اي از رجال ما در الازهر و برادران ما که در راه تقريب کمال جهاد را مبذول مي دارند با ايمان پاک با ما همکاري و به وظيفه ديني خود به خاطر دين و رسالت انساني رفيعي که به عهده دارند، عمل مي کنند.

من اميدوارم که برادر عزيزم جناب آقاي قمي بزودي به سوي ما باز گردند تا با شنيدن خبر سلامتي شما خوش وقت شويم، و نظريات شما را در مورد آرمان مشترکي که داريم، دريافت کنيم.

بسياري از امور را براي جناب برادرم توضيح داده ام، و از ايشان خواهش کرده ام که آنها را مفصلاً به شما ابلاغ دارند.

از خدا مي خواهيم که ما را در راه رضاي خود جمع کند، و همواره ارتباط دلهاي ما را براي عمل در راه الهي پايدار بدارد.

اِنَّهُ سَمِيعُ الدُّعَاء لَطِيفٌ لِمَا يَّشَاء والسلام عليکم و رحمة الله وبرکاته.